خلاصه مقاله: ما در این مقاله در مورد روش شناسی مطالعات دینی درحوزه مدیریت می پردازیم وموارد زیر را برای ارائه روش مناسب بررسی می کنیم: 1. بررسی چیستی مطالعات دینی ، دین پژوهی و گسنره های آن 2. بررسی علم دینی و آراء اندیشمندان اسلامی 3.بیان روش های مختلف مطالعاتی 4.ارئه روش مناسب برای مطالعات مدیریت اسلامی 

  علم دینی:  اين اصطلاح مي‏تواند به چند صورت تعريف و تصوير گردد؛ يكي اين كه ممكن است كسي بگويد، چنانكه كساني گفته‏اند، علم ديني به اين معني است كه ما موضوعات را از دين بگيريم و با روش تجربي آنها را بررسي كنيم. بنابراين چون موضوعات و مسائل ما، از دين گرفته مي‏شود پسوند ديني به آن مي‏زنيم و به لحاظ آنكه روش آن، تجربي است علم ديني تجربي، مي‏شود. تصوير ديگر كه عكس تصوير ياد شده است تجربي بودن را به لحاظ موضوع در نظر مي‏گيرد، ولي روش تحقيق را از دين برمي‏گزيند يعني ما در متون ديني ببينيم در مورد مسائل تجربي، دين چه سخناني دارد. اين تصوير هم، به لحاظ موضوع تجربي است ولي به لحاظ منبع دريافت پاسخها، ديني است. طبعا روش آن هم روش فهم متون ديني يعني روش اجتهادي است، تصوير سوم اين است كه موضوع از هر جايي كه اخذ شود اهميتي ندارد ولي بايد روش تلفيقي را به كار ببريم؛ يعني در فهم موضوعاتي كه مدنظر ما است و در كشف واقعيتها و حقايق، هم از روش وحياني استفاده كنيم، و هم از روش تجربي؛ البته ممكن است در مواردي، فقط دين مسأله‏اي را طرح كرده باشد و علم ساكت باشد، يا به عكس و در مواردي هم هردو با هم نظر داده باشند خواه نظرشان موافق يكديگر باشد يا مخالف. به هرحال، اگر تاكنون مي‏گفتند در علم فقط روش تجربي معيار است از روش وحياني هم به عنوان دريچه‏اي به جهان واقع استفاده بكنيم. تصوير چهارم اين است كه علم ديني، علم تجربي سازگار با ارزشها و معارف ديني است يعني با روش تجربي به دست مي‏آيد و با ارزشها و قوانين ديني سازگار مي‏شود؛ به عبارت ديگر با روش تجربي تحقيق مي‏كنيم و اگر در مواردي با دين ناسازگار بود به‏نحوي به چاره‏انديشي و حل اين ناسازگاري مي‏پردازيم اين علم ديني به لحاظ تجربي بودن روش آن وسازگاري با ارزشهاي ديني ديني است ،.در بين تصاوير و تعاريفي كه اينجا مطرح شده تعريفي كه به نظرمان قابل قبولتر است اين است كه ما اگر علمي را سامان بدهيم كه بر پايه روشهاي معتبر از منظر دين شكل بگيرد يعني ما ببينيم دين در شناخت جهان چه روشهايي را معتبر دانسته قلمرو آن را مشخص كرده و ميزان اعتبارش را چگونه مي‏بيند، سپس نتايج تحقيقات حاصل‏شده با آن روشها، علم ديني است .                                                                                                           .                        علم ديني با همه صورتهاي قابل تصور و ادعاي آن يكي از شيوه‏هايي است كه از رهگذر آن تعاطي و تعاون علم و دين به تصوير كشيده مي‏شود. التزام به صورتهاي مختلف اين مدعا مستلزم مقدمات و پيشفرضهاي مختص و مشتركي است. دسته‏اي از اين پيشفرضها به دين مربوط است. مباحثي همچون قلمرو دين و زبان دين از جمله مهمترين اين پيشفرضهاست. اگر قلمرو دين امور مادي و دنيوي را شامل نباشد ساحت سخنان ديني از ساحت گزاره‏هاي علمي جدا خواهد بود و آنگاه وام گرفتن از دين به اتكاي راست گفتاري خداوند و اولياء معصوم دين مقدر نخواهد بود. از ديگر پيشفرضهاي مهم در طراحي صور مختلف علم ديني «معرفت ديني» است. بايد نخست چگونگي تحصيل معرفت نسبت به آموزه‏هاي يك دين معلوم شود و رتبه يقيني بودن معرفت ما به دين و آموزه‏هاي آن آشكار شود و چون مبدأ وثوق به آن آموزه‏ها را چيزي برتر و فراتر از روشهاي متعارف بشري دانستيم، آنگاه قادر خواهيم بود وحي را واسطه‏اي استوار براي تحصيل معرفت نسبت به انسان و طبيعت بشماريم علم‏شناسي نظريه‏پردازان نيز در طراحي و قضاوت درباره علم ديني بسيار مؤثر است. اگر هنوز كسي روش علمي را پديد آورنده معرفت يقيني به طبيعت بداند و ديگر روشها را عقيم از معرفت‏زايي ارزيابي كند نمي‏تواند از علم ديني سخن بگويد، ولي اگر آنگونه كه امروزه از مسلمات علم بشمار مي‏آيد، قطعيت معرفت علم از اين حد فروتر باشد و دخالت پيشفرضهاي مابعدالطبيعي و ديگر عناصر غيرعلمي در تكوين علم به رسميت شناخته شود و امكان علمهاي رقيب پذيرفته شود آنگاه راه بر تصوير كردن علم ديني باز مي‏شود، هرچند كه راه تا تحقق آن بسيار باشد. يكي از مباحث مهمي كه در ارزيابي صور مختلف علم ديني مؤثر است روش‏شناسي علم ديني است. گفتني است كه همه صورتهاي علم ديني روش واحدي را براي داوري پيشنهاد نمي‏كنند. برخي از آنها روش داوري دوگانه‏اي را لازم مي‏دانند و معتقدند پاره‏اي از اجزاء علم ديني بر ديني بودن متكي هستند و وثاقت خود را از اتكاء بر دين وام مي‏گيرند و پاره‏اي ديگر از اجزاء علم ديني از روش تجربي تأييد و امضاء مي‏گيرند. روش‏شناسي چنين تصويري از علم ديني تلفيقي است و به طور همزمان از تجربه و روش‏شناسي علوم ديني بهره مي‏گيرد. برخي ديگر از صور علم ديني وحدت روش را پيشنهاد مي‏كنند. اين روش واحد در برخي پيشنهادها روش علوم ديني است. گاهي گفته مي‏شود كه مقصود از علم ديني اين است كه كشفيات علم را به قرآن و احاديث برگردانيم و به‏جاي تجربه به سراغ قرآن و احاديث برويم يا از قرآن و حديث استفاده كنيم كه چگونه آزمايش انجام دهيم و غيره، ولي هيچيك از اينها مطرح نيست. مسئله در يك سطح بسيار بنيادي‏تر مطرح است. طرح علم ديني ما مرتب در جامعه و مطبوعاتمان مي‏بينيم كه مطرح مي‏شود، مگر علم اسلامي و غيراسلامي دارد. من مي‏خواهم بگويم از دو جهت علم مي‏تواند ديني باشد و به عبارت ديگر علم ديني معنادار است. 1. علم چه علم تجربي طبيعي و چه علوم اجتماعي همه داراي مفروضات متافيزيكي بسيار قوي هستند و فكر نكنيد كه فقط علوم اجتماعي مفروضات فلسفي دارند. متأسفانه اين مسئله كه علوم طبيعي مملو از پيشفرضهاي فلسفي است در محيط ما كاملاً مغفول مانده است، ولي در غرب اين بحثها بحثهاي رايجي است. پس نكته اول اين است كه علوم طبيعي مبتني بر برخي پيشفرضهاي متافيزيكي هستند. 2. علم ديني يك علم جهت‏دار است و روي كاربردهاي علم اثر مي‏گذارد و از تخريبهايي كه علم سكولار موجود به بار آورده است و مي‏آورد جلوگيري مي‏كند. نكته پاياني من، اين است كه اين كه برخي مي‏گويند ما علم را به صورت مجرد در نظر مي‏گيريم كه ايراني و آمريكايي و اسلامي و غيراسلامي نداشته باشد، در صورتي ممكن است كه ما فقط حقايق تجربي را جدول كنيم و بگوييم اگر اين عنصر را حرارت دهيم اين نور را مي‏بينيم و اگر اين فلز را حرارت دهيم طولش اينقدر افزايش مي‏يابد و امثال آن، ولي واقعيت اين است كه فيزيكدانان بزرگ هيچگاه قانع نبوده‏اند كه به اين مقدار بسنده كنند. اينشتين مي‏گفت: «من مي‏خواهم بفهمم خداوند چگونه اين جهان را ساخته است، من به اين يا آن پديده، يا طيف اين يا آن عنصر علاقه‏اي ندارم. من مي‏خواهم افكار خدا را بدانم. بقيه جزئيات هستند».8 آقاي ويتن كه از بزرگترين فيزيكدانان جوان قرن حاضر است (و برنده جايزه فيلد در رياضيات) مي‏گويد: من مي‏خواهم بدانم در جهان چه مي‏گذرد. من به بازي رياضي كاري ندارم.[1] دین پژوهی وگستره های آن: هربرنامه پژوهشی بنا به تعریف لزوما به گسترده خاصی از علوم متعلق است .بنابراین در بحث از روش تحقیق در علوم علاوه بر شناخت ماهیت تحقیق وقوف به دانش یا گسترده هایی که تحقیق متعلق به آن است ضرورت دارد . محقق حوزه مطالعات دینی باید با وقوف برمقام آرمانی تحقیقات این حوزه معرفتی وشناخت دقیق وضعیت فعلی وحیات عینی دین پژوهی روزگار خود بر فاصله بین علوم حوزه خود آنگونه که باید باشد وآنگونه که هست بصیرت یابد این بصیرت دو اثر مهم دارد 1- کمال پنداری واستکمال گریزی ناشی از آن درمان می گرد د 2-نیازهای تحقیقی اولویتهای پژوهشی والزامات از این طریق تبیین شده وجهت گیری مطالعات دینی به دقت ترسیم می گردد. چیستی مطالعت دینی: دین پژوهشی بنا به تعریف لفظی تحقیقات متعلق به دین است .مطالعات ناظر به ادیان تعالیم وآموزه های دینی تحقیق درباره رفتارها ومناسک دینی رابه طور کلی دین پژوهی می خوانیم .دین پژوهشی شامل دودسته عمده از مطالعات دینی است دسته ای از معارف دینی که دارای هویت واسطه ای هستند ودسته دیگری از پژوهشهای دینی که فاقد هویت واسطه ای هستند.گروه اول مثل کلام وفقه وگروه دوم مثل فلسفه دین که دردین پژوهی نوین مطرح شده است .البته گروه دیگری از علوم هم به صورت مجاز اسلامی خوانده می شوند مثل مدیریت اسلامی. [2] مدیریت اسلامی نه تحقیقا اسلامی است ونه دانش ابزاری متعلق به علوم اسلامی مثل علم رجال بلکه به صورت مجاز اسلامی خوانده می شود . در واقع ما درمدیریت اسلامی در پی گزاره های  دینی د رحوزه مدیریت هستیم .تحقیقا اسلامی نیست چون واسطه برای فهم پیام وحی نیست .علم کلام چون واسطه برای فهم پیام وحی است  حقیقتا اسلامی است . علم رجال هم ابزار ی برای فهم وحی است . اما مدیریت اسلامی درهیچیک از تقسیمات بالا قرار نمی گیرد فلذا مجازا اسلامی است . حال باید درجستجوی پاسخ به این سوال باشیم که چگونه می توانیم گزاره های دین در مورد مدیریت رااستخراج کنیم بدون آنکه دچا رخطا شویم ویا حداقل کمتر در دام خطا بیافتیم .برای پاسخ روشهای مختلف مطالعاتی مطرح شده است ولی ما برای جلو گیر ی از اطاله کلام تنها روشهایی راکه به نظرما مفید است می آوریم وویژگی ها وفواید هر کدام را بیان می کنیم. روشهای مختلف مطالعاتی[3]: الف- تحقیق مساله محور در مقابل تحقیق موضوع محور: مساله محور بودن تحقیق از مهمتری شرایط اثر بخشی آن است درتحقیق موضوع محور موضوعی انتخاب می شود وبعد مباحث مربوط به آن جمع آوری می شود.تحقیق موضوع محور در واقع تتبع وجمع آوری مباحثی است که حداکثرکاربرد آن دراهداف آموزش وترویجی است وبه همین دلیل از حیث اهداف پژوهشی عقیم ونامفید است .یکی از فرقهای برنامه |آموزشی وپژوهشی در این است که پژوهش انحصارا مساله محور است درحالی که برنامه ترویجی وآموزشی می تواند موضوع محور ویا منبع محور باشد .تحقیق موضوع محور با موضوع آغاز می شود ومبنای آن موضوع است وذهنیات در خور موضوع به میان می آید .تحقیق مساله محور با مساله آغاز می شود وآنچه برای حل مساله مورد نیاز است به میان می آید موضوع د رتحقیق مساله محور امری تبعی وثانوی است . کارآیی واثر بخشی تحقیق مساله محور : عبارت مشهور حسن السوال نصف العلم  توقف اثر بخشی تحقیقات علمی بر مساله محور بودن آنرا نشان می دهد حسن سوال فرع بر اصل مساله محوری تحقیق است .مادر اینجا اجمالی از اثر بخشی تحقیق مساله محور را می آوریم. 1-این نوع تحقیق دارای هدف معین وقابل تحقیق وسنجش است به همین دلیل محقق را از انحراف د رامور بی ارتباط باز می دارد . 2- ذهن در مواجهه با مساله بارورتر می شود ومیزان مشارکت محقق باپژوهش افزایش می یابد .غالب ابداعات به ویزه درانقلابهادر  تاریخ علم برآمده از تحقیقات مساله محور است وتوسط کسانی بوده که انگیزه آنها پاسخ یابی به مساله های شخصی خود بوده است . 3-تتبعات موضوع محور درصورت نتیجه بخشی اهداف آموزشی وترویجی جمع آوری اطلاعات دایره االمعارف گونه است اما درمساله محوری راهی تازه به میان می آید ونوآوری رخ می دهد . 4-علم از مساله فربه می شود. در تاریخ علم هرگز ابتدا موضوع به میان نیامده است تابه دنیال خود مباحثی رابه میان آورد بلکه ابتدامسائل به تدریج طرح می شود سپس مسائل متعدد تحت عنوان موضوع واحد انسجام می یابند ودانش رابه وجود می آورند وعلم چیزی نیست جز مسائل. 5-فرآیند تحقیق گذار روش مند از فرضیه به نظریه است ومرهون مساله است زیرا فرضیه پاسخ محقق به مساله می باشد وروش تابع فرضیه است . 6-شناخت ونقد منابع تحقیق درگرو مساله آن است بر حسب  مساله می توان منابع شایسته را شناخت وارزیابی کرد در ضمن مساله ممکن است از مرزهای هر موضوع بحث یا علم تجاوز کند وبه موضوع یا علم دیگر برسد یعنی از ابزارهای علوم مختلف بهره مند شود. برای تحقیق مساله محور باید دید مساله یاب داشت برای یافتن چشم مساله یاب باید به عوامل زیر توجه کرد : 1-ذهن پیچیده واندوخته ازتئوریها والگوها ونظریات : بدون  برخورداری از دانشها واطلاعات وسیع وعمیق ارتباط استفهامی ومساله محور با امور نخواهیم داشت . به همین دلیل گفته اند بگو مسائلت چیست تابگویم سطح دانش وآگاهی توچیست؟ 2-دانایی : دانایی توانایی درست اندیشیدن ومهارت تفکر منطقی است ونسبت دانایی به دانش نسبت به کارگیرنده ابزار وابزار است . 3- ممارست وتمرین :تغییر رفتار از انگیزش موضوع محورانه به نگرش مساله یاب باممارست وتمرین قابل حصول است. 4-پرهیز از سطحی نگری :سطحی نگری ناشی از سهل انگاری است . 5-تربیت و آموزش : چشم مساله یاب حاصل آموزش نحوه اندیشیدن وقدرت تفکر نقادانه است .نظام آموزش ما فرآیند مساله یاب ندارد . 6- روزمرگی ونزدیکی بیشتر از اندازه به مساله: عادت کردن به موضوعات وغوطه ورشدن در نظریات فاصله لازم برای رصد کردن مسائل را از بین می برد .مثل کسی که به دلیل فراوان درخت جنگل رانمی بیند به همین دلیل وقوف بر مسائل که حاصل آن تحول وانقلاب در علم است از آن جوانان است (توماس کوهن) ب- مطالعات میان رشته ای: مطالعات دینی از تنوع روی آورد وتعدد روش برخوردار است وتنوع روش درفهم آموزه واحد وتعدد روی آورد در تحلیل دینی واحد باعث اختلاف فهم وگوناگونی دید گاه شده است .حصر گرایی وبسنده کردن به یک روش نوعی از مواجهه است وکثرت گرایی واخذ روشهای متنوع گونه ای دیگر از مواجهه است .حصر توجه به دانش خاص وغفلت از سایر علوم وروی آورد ها را در تحلیل مسائل حصر گرایی روش شناختی می نامیم .هرگروهی به ابزار ها وعلم خود خرسند است ووسایر روشها را قبول نمی کند. تعصب ورزیدن وعدم بصیرت کافی وگزینشی عمل کردن از عوامل حصر گرایی است .مهمترین آفت حصر گرایی خطای تحویلی نگری است ومراد از تحویل نگری ارجاع یک پدیده به امری فروتر از آن واخذ وجهی از شی به جای کنه وحقیقت آن است .تنها راه درمان تحویل گری روی آوردن به کثرت گرایی است . نکات مطالعه میان رشته ای : اولین نکته این است که مطالعه میان رشته برخورداری از کثرت روشها وابزارهاست ودربرابر اخذ روش وروی آورد واحدقرار دارد .دومین نکته تنوع روش است گاهی تنوع روش به تبع تنوع مساله است .علم واحدی به دلیل اشتمال به مسائل گوناگون از روشهای متنوعی برخوردار بست وتنوع روش ناظر به مساله واحد راکثرت گرایی روش شناختی می نامیم . اطلاعات وسیع از علوم مختلف داشتن شرط لازم مطالعه میان رشته ای است اما شرط کافی نیست وشرط کافی وجود روش منطقی در بارور کردن اطلاعات مختلف است شرط لازم در صورت فقدان شرط کافی آسیب آفرین است وبه خلط مبانی والتقاط اندیشه می انجامد .مطالعات میان رشته ای کثرت گرایی روشمند است . انواع کثرت گرایی: کثرت گرایی روشمند بردوگونه است کثرت گرایی مبتنی بربرنامه مکانیکی وکثرت گرایی مبتنی بر برنامه دینامیکی .محقق در قسم اول آرای مختلف را از علو م گوناگون اخذ می کند اما هریک از آرا را با طرح وبرنامه پیشین در نظام معرفتی معینی جای می دهد .دید گاه یک گستره راچون ریشه ها ودید گاه گستره دیگر راچون تنه وسومی را چون شاخه و برگ نظام خود قرار می دهد . در این برنامه از دید گاههای مختلف بهره مند می شود اما بهره مندی وی ازدانشهای مختلف صرفا برای تاسیس نظام معرفتی خاصی است . کثرت گرایی دینامیکی در مقام جمع آرانیست بلکه در واقع آرای مختلف را به طریقی پویا در تصرف وترکیب می گیرد که در این میان به دیدگاهی ژرفتر برسد.وبرای این کار یکی از کارآمد ترین روشها چالش یا گفتگوی موثر بین دیدگاههاست . کدام روش میان رشته ای بهتر است : برنامه مکانیکی می تواند به سامان نوین از اندیشه های مختلف منتهی شود اما برنامه های دیالکتیکی می تواند با به چالش خواندن روی آورد هاوعلو گوناگون به تفکر اصیل ونوین بینجامد.   ج-مطالعات تطبیقی: محوری ترین مفهوم درچیستی مطالعات تطبیقی بررسی مقایسه ای است. فواید مطالعات تطبیقی: د ربرنامه آموزشی یکی از راههای کسب مهارت وانتقال سریع ودقیق مقایسه باامور متعدد است ودر برنامه پژوهشی حصول نگرش سیستمی بصیرت نافذ وهمه جانبه نگر از برکات آن است.مطالعه تطبیقی محقق را از حصر گرایی فراتر برده وامکان وقوف بر ابعاد ناپیدای موضوع مورد تحقیق را فراهم می سازد وچشم را بر خللها ومسائل بینا تر می کند .یکی از روشهای قرآن در ایجاد تحول بینشی قرار دادن افراد در معرض مقایسه است مثل مقایسه اهل ایمان واهل فساد. اخذ روی آورد تطبیقی با تامل در اختلافها وشباهت های دید گاهها وجست وجو از تبیین آنها اضلاع ناپیدای آن امور را مکشوف می کند . آنچه گذشت: در این مقاله مشخص شد که ماچیزی به نام علم دینی داریم ومرز آن فراتر از علوم انسانی است.در ادامه ما چیستی مطالعات دینی را بررسی نمودیم . ودر ادامه روشهای مختلف  مطالعاتی را که در بحث مدیریت اسلامی  مفید بود رابیان کردیم وگفتیم که برای مطالعه درحوزه مطا لعات مدیریت اسلامی باید با رویکرد مساله محور وبه صورت میان رشته ای مسائل رابررسی نمود که در این مسیر نباید از فواید روش تطبیقی غافل شویم وباید از آن بهره ببریم.   -  WWW.Seraj.Ir[1] -روش شناسی مطالعات دینی نوشته احد فرامرز قرا ملکی[2] - روش شناسی مطالعات دینی نوشته احد فرامرز قرا ملکی[3]